آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
206
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
سازند شخصا شروع به نواختن كردند . الياس بك كه مردى سرحال و خوشطبع بود ( به همين سبب نيز مورد توجه شاه بود و اين امر موجب شده بود كه او را ختنه كنند ، شرح اين ماجرا در جايى ديگر خواهد آمد ) ابتدا شروع به نواختن تامرا « 1 » ( به عود ايرانى گفته مىشود ) كرد . سپس با ريختن آب در هفت كاسه چينى ، آنها را طورى ميزان كرد كه با زدن دو چوب كوچك بر بدنهشان ، نوايى چون نواى عود برخاست . برادر بزرگتر يعنى سفرازبك اظهار كرد كه مىتواند موسيقى ديگرى اجرا كند . او آن روز هنر خود را نشان نداد ، در عوض برخاست و دو سينى بزرگ چوبى كه روى آنها تعداد زيادى ليوان بلور چيده شده بود آورد و با دو پسربچه كه ليوانها را حمل مىكردند به دوره افتاد و به حاضران شراب تعارف كرد كه به سلامتى شاه صفى بنوشند . وقتى كه روز را چنين شاد و خوش به سرآورديم ، ما را به دالان زيباى ديگرى در باغ بردند ، جائى كه سفره را براى شام با غذاهايى چون مرغ بريان ، ماهى پخته و سوخارى و خاگينه ، ميوههاى صحرا و باغ و ديگر خوراكىهاى لذيذ آماده ساخته بودند . در چند جاى باغ چراغ و مشعلهاى بسيارى كار گذاشته بودند كه محوطه را روشن مىكرد . دوباره بر زمين نشستيم و به سبب كمى اشتها اكثر غذاها دست - نخورده باقى ماند . هنگامى كه سرانجام پس از آن پذيرائى كامل و مفصل به سوى خانهء خود روانه شديم ، الياس بك همراه چند تن ديگر با چراغ بادى و مشعل تا درون منزل ما را بدرقه كرد و در آنجا با نوشيدن شراب لول و مست شد . در جلفا از ما چنان پذيرائى باشكوهى كردند و چنان به ما خوش گذشت كه نظير آن را نديده بوديم ، حتى در محضر شاه نيز اينچنين خشنود و خرسند نبوديم .
--> ( 1 ) - Tamera